عبدالله مستوفى

496

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

از زمان قديم ، شايد از دورهء صفويه ، حمام عمومى پائين اين چشمه ساخته‌اند كه مقدار كمى از اين آب را از نهر اصلى جدا كرده ، بخزانهء اين حمام مياندازند كه هميشه جارى است . ولى اين حمام در اين وقت يك قسمت از اطاق گرمخانه‌اش خراب شده و باوجود اين بعضىها از آن استفاده ميكردند . اهالى ده موسوم بگرمسر كه با اين چشمه يك كيلومتر فاصله دارد ، در نزديكى اين چشمه و حمام عمومى ، هريك در اراضى خود . حمامهاى نيمه‌خصوصى و نيمه‌عمومى ساخته‌اند كه واردين از آنها استفاده مينمايند . يكنوع حمامهاى مخصوصى هم اهل سليقه اختراع كرده و بمهمانداران خود دستور داده بودند كه از همه تميزتر و مطمئن‌تر و آن عبارت بود از چالهء مدورى كه دورهء آن را سنگ بست كرده بودند كه با انداختن يك الوار چوبى در گوشهء دائره ، در كمال خوبى قابل استفاده ميشد . منتهى بايد در دستگاه مهمان ، چادرى هم باشد كه روى آن زده و از هر حيث قابل استفاده شود . واردين به زمين و يورت هركس وارد ميشدند ، صاحب يورت از آنها پذيرائى ميكرد . لوازم معيشت براى آنها ميآورد و در آخر كار هم انعامى براى پذيرائى در يورت و استفاده از حمام به او داده ميشد . صاحب يورت ما موسوم بمشهدى تقى و در سنوات قبل مهماندار فهيم الملك بوده و مرد زرنگ نان پيدا كن و در آن واحد بسيار ساده و نجيب است . در نزديكى اين آب گرم چشمهء ديگرى هم هست كه به آب آهن معروف و از رسوب سرخى كه در اطراف آن نهر ديده مىشود ، پيداست كه آهن فراوانى دارد . در ساحل راست رود هراز ، بفاصلهء يكفرسخ به سمت تهران ، ده اسك واقع و نزديكى آن آب گرم ديگرى است كه باسم اين ده آب اسك موسوم و حرارت آن كم و اكثريت موادى كه در آن است زاج مىباشد . در سر اين چشمه هم استخر كم‌عمقى از زمانهاى قديم زير طاق آسمان ساخته‌اند كه در آن هم مردم استحمام ميكنند ، هركس به آب گرم ميرود ، در مراجعت در اين استخر هم غوطه‌اى مىخورد . آب اسك تقريبا مانند آب حمامهاى رامسر است . در اين بيست روزه ، من و آقاى فهيمى ، هر روز دو بار صبح و عصر در حمام اختصاصى خودمان كه بسعى مشهدى تقى ايجاد شده و روى آن چادر قلندرى آسترشله قرمزى زده شده بود ، استحمام ميكرديم . اعتلاء الدوله چون حاجتى نداشت ، هر وقت براى شستشو ميخواست حمام برود ، از همين حمام استفاده ميكرد . يك نهر كوچك خاصى براى اين حمام از سرچشمه باز كرده بودند كه بعد از استحمام صبح ، تا ظهر جارى و آب حمام بالمره عوض ميشد . بعد از ظهر براى اينكه آب خزانه ملايمتر و قابل استفاده شود آب حمام را مىبستند . بعد از استحمام عصر ، مجددا آب به آن ميانداختند و در آخر شب مىبستند كه حمام براى فردا صبح معتدل و حاضر شود . بعضىها هم بودند كه قدرى آب سرد ضميمه ميكردند و در حقيقت از اثر آب گرم ميكاستند .